پراکنده نوشت

1_گاهی طوری بعضیا خفتت میکنن و یهویی یه سوالایی رو میپرسن که واقعا آدم رو تو هچل میندازن،لطفا این کار رو نکنید|:

2_بعضیا هم هستن با اینکه یه 10 سالی ازشون کوچکتری ولی سر لج دارن باهات و دوست دارن جنگ بکنن باهات ،نمی تونم اینارو درک کنم:|

3_یکی رو دوست داشتی و احترام گذاشتی بعد یه مدت با هواپیما بر روی پیکر مبارک فرود میاد و کتلتت میکنه مواظب باش|:

4_متنفرم از انجام کارهای اجباری ،ولی یروز کاسه صبرم لبریز میشه و میزنه بیرون،کارهای اجباری یکنفر فقط انجام میدم:|

5_یادم باشه مثل سنگ باشم و فقط ادامه بدم برم جلو......بروووووو جلوووووو


6_بعضیا واقعا دلشون پاکه میشینی باهاشون حرف میزنی هرچی راسته اونومیگن،و اطلاعات منفی و غلط بارت نمیکنن:)


7_چقدر براادر بودن سخته:|واقعا ....


+الانم باید بشینم بخووونم تا یه ساعت ....

  • مسیو ..
برووووووووو جلوووووووووووو...
.
خواهر بودن که سخت تره!! :دی
.
صبحت بخیر ^_^
چشم میریم جلووووووو:)
خواهر بودن فک کنم آسون و بیخال باشه:)

صبح خودتم بخیر:))
خواهر بودن اصنم آسون نیس!!
خصوصا وقتی قراره تو  برادر باشی! :دی
(میدانی که چه میگویم برادر جان؟؟!!خخخ)
میدانم خواهر گلم چه میگوی...خخخخ:))
ولی هرکی من بردارشم خوش به حالش کیف کرده:)))خود شیفتگی موج نمی زند:)
تو هم کیف میکنی که این همه خواهر داری!!
اصن خواهر بیشتر زندگی بهتر!!
حالا اینکه منم خواهرتم جزو موهبات بزرگیه که نصیب هرکسی نمیشه! :دی
راستش من اینجا 3 تا بیشتر خواهر ندارم:))
این که درسته :))ولی نگرانیتم بیشتر میشه....

اونکه اصلا از بزرگترین شانس هایی که خدا بهم داده شما نعمت بزرگی هستین:)))
فک کردی خواهرا کم نگران برادرشونن؟؟
من خودم انقد که واس تو دعا کردم واس خودم دعا نکردم!!
تازه خواهرا واسشون سخت ترم هست که زورشون نمیرسه هیچ کاری بکنن!!
توو دار ترم هستن و نگرانیشونو بروز نمیدن...
تازه خیلی وقتام گریه میکنن و نمیذارن داداشی ببینه و دلش بشکنه و نگران بشه :)
نمی دونستم واقعا نگران میشن:|

واای خیلی ممنون من پس باید از الان شروع کنم به دعا کردن واسه خواهرم:)

اهمم میدونم ،چه بد که زورشون نمیرسه:|

اینم میدونم ولی بروز بدن ببینم تا کمک کنیم به آبجی مون...

اینو دیگ اصلااا من تحملشو ندارم ببینم الماس از چشمای خواهرم بیاد بیرون..:||
یک و دو و سه و شش خیلی خوب درک میکنم
مرسی:)
چی میخونید حالا؟
صب تدریس داشتم باید آماده میشدم بحث سنگینی بود :)ولی مربوط به دروس دبیرستان نیست
تدریس؟! چقد شماها فعالین چندنفردیگه هم میشناسم بعد کنکورشون تدریس هم میکنن..موفق باشین من به خودم جرات اینکارو نمیدم واقعا
راستش دروس دبیرستان نیست یه درس دیگ جدا از ایناست که از کودکی تا الان تمرین کردم بعد تدریس میکنم:)
ولی از مهر که رفتم دانشگاه می خوام زیست و شیمی تدریس کنم ،تازه فعالیتم امروزا کم شده :)
ممنون شماهم موفق باشید
چرا نه شمام تدریس کنید و برنامه ریزی
نه خب با اینکه زیست کنکورمو ۷۰ زدم اما فک نمیکنم اونقدر عالی باشم که بخوام تدریس کنم..سماشهرخودتون قبول شدین؟تهرانین؟
خوب زدین  ،دیگ اعتماد بنفس رو خودتون کسب کنید :)
نه تهران نیستم ،آره 
من شهرخودم نیستم یکم کار سخت میشه..ممنون ومجددا موفق باشین
آره اینطوری یکم سخت که میشه ولی اگه تهران قبول شدید موسسات خیلی زیادی با دانشجو ها همکاری میکنن دوستام میگفتن،خواهش میکنم

تشکر و همچنین شما هم موفق باشید
چی تدریس می‌کنید؟!
راستش دروس دبیرستان نیست یا چیزی که تدریس میکنم جنبه صرفا مالی نداره ،کلا یه فاز دیگست:)شاید یه پست گذاشتم در موردش :)
حالا شما بگید پستش بمونه برای بعد :|
میگم بهتون:)
ممنون :)
خواهش میکنم:)
۶- و چقد نامردیه که بعضی‌های دیگه از سادگی این دسته آدما سوء استفاده می‌کنن :(
آره خیلی بده:(
مثل آب باشید؛ با تمام لطافتش بس که مصمم و با اراده رو به جلو حرکت می کنه، سنگ رو هم سوراخ می کنه ((:
چه قشنگ خیلی ممنون:) مثل سکاسکی فک کنم:)
کامنتتون میره داخل کامنت های ماندگاره
خواهش میکنم
و خیلی متشکرم (:
:)

خواهش میکنم:)
تدریس چه باکلاس:)
منم دوست دارم ولی هیچ وقت نخواستم ..
آره دیگ کلا پرستارا با کلاسا :)
تدریس خوبه ....یه استارت بزنید:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یک عدد پسر

یک عدد گم شده در احساسات مختلف که در حال پیدا کردن خودش است

Designed By Erfan Powered by Bayan