تحولات بد...

چطور من اینهمه تغییر کردم ....خودم خواستم یا ناخواسته بود...در حال فکر کردن به کاراهای یک و نیم ماهه هم هستم....چقدر مسخره و بد گذشته ...

از دیشب که پست قبل رو گذاشتم و کلی کامنت خوب دریافت کردم ...دارم به اعمالم فکر میکنم و نتیجه اش تو آیندم و افکارم و احساساتم و به تفکراتی که قبلا داشتم و خط بطلان کشیدن روی همه افکار خوب و خوشگلم .....شاید محیط پسرا روم تاثیر گذاشته ..چون واقعا مسمومه و منم مسموم شدم ....نمی دونم ...واقعا چرا ...فکر کردن به کار دیروزم که واقعا کار بدیه از لحاظ عرف و شرع خانوادگی و از لحاظ خودم ....شاید برای بعض ها خیلی عادی باشه و خوب ولی برای من نه.....

به قول یکی شاید مجبور بشم خودمو وقف کنم ....مثل چند سال قبل که خودمو وقف کردم و واقعا نتیجه گرفتم(منظورم کنکور نیست)....

الان یه علامت سوال و تعجب بزرگ رو سرمه .....

به سرم زده تلگرامم رو پاک کنم ..ولی من مسءولشم ....جروه هارو هم از کجا بگیرم ...



  • مسیو ..
جوگیر نشو برادر من...دکتر شریعتی میگه: با همه چیز درآمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو، در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش..
پس به جای اینکه از این فضای مسموم فرار کنی مقابلش بایست...عقب نشینی نکن..با همه خوب باش اما نذار رفتارای اونا روت تاثیر بزاره. بذار هرکی هرجوری میخاد زندگی کنه
چه جمله قشنگی .....

راستش دوهفته اول همشونو جمع میکردم میبردم مسجد برای نماز اما کلی اصرار و اینا و اونا هم میرفتن ولی بعد دوهفته خسته شدم....مقابله کردن سخته اونم تک نفری جلوی همه ....ولی بازم باید تلاش کنم ....
خیلی ممنون
عجبا!!
شما کارتون چندان چیز مهمی نبوده
بغیرازیه ارتباط سالم اتفایی نیفتاده که..این یعنی اینکه مشکلی نداشت..
دیگه خودتونو برای اتفاق گذشته سرزنش نکنین..
شما خوابگاهی نیستین اگه خوابگاه بودین که اوضاع مسمومتربود!
همون آدم قبلی باشین وکاری رو انجام بدین که از نظرخودتون درسته..
تازمانیکه گناهی پیش نیومده کاراشتباهی هم انجام نشده..
البته اینکه اون خانم چه فکری میکنن وفاکتور گرفتم
راستش به نظرم خیلی کار بدی بود....

|:

سرزنش گر درونی ....

میگن خوابگاه خوب نیست....
دقیقا اگه بتونم می خوام مثل قبل بشم ...
خدا رو شکر گناهی پیش نیومده ولی بازم خدا میدونه ...
آره اونم هست...منم نمی دونم چه فکر داره ...
منظورم از مقابله این نیست که رفتارای اونا رو درست کن چون قطعا امکان پذیر نیست منظورم اینه ک اگه کسی خواست تغییرت بده جلوشو بگیر. در واقع باید با همه دوست باشی اما تا ی حدی.همون حده که نمیزاره رفتارای آدم تغییر کنه.
درضمن نماز خوندن خیلی هم به خوب بودن ربطی نداره ها! مورد داریم نمازخون و قاری قرآن اما...
آها...من خواستم رفتارشون رو درست کنم چون در مخالف من بودن ....فهمیدم ...

منظورتون آقای توسی :)بعله کلا معصوم نیست هیچ انسانی ولی به این خاطر گفتم که چون روی تزکیه نفسشون کار میکنن و شاید درجه بالاتری از تقوا رو داشته باشن ....و نماز و قرآن روی تضعیف نفس تاثیر داره
سلام
نمیدونم چی شده، ولی هرچیزی که بوده تموم شد رفت، سعی کن تکرارش نکنی، آینده رو عشقه :)
حذف تلگرام جواب دادن به مسئله نیست
علیکم السلام
ایول آینده رو عشقه:)
راست میگین
خوش آمدین:)
حقیقتش درجریان نیستم که چیکار کردید ... معیار درست و غلط هم این نیست که حالا یه عده چه کارهایی رو عادی میدونند یا نه:).
منم یه کاری کرده بودم سرزنش گر درونیم پدرمو درآورده بود:))) ... با یه نفر درمیون گذاشتم. یه حرفی زد که یخورده آرومم کرده. گفت برای کارایی که انجام شده غصه نخور! خودتو عذاب نده. تصمیم بگیر براشون. 
شما هم به جای اینکه بگید واااای این چه کاری بود که کردم برای این کار تصمیم بگیرید. ببینید چقدر تو زندگی آیندتون و ۱۰ سال بعدتون تاثیر داره. چقدر قابل جبران هست و ... .

از جو خوابگاه نوشتید:) ... مواظب سیگار باشید فقط:)))
اهممم.....



منم سرزنش گر درونیم خیلی گییر میده :)))))

راست گفتن....

حتما در موردش فکر میکنم ...

چشم :)))


خیلی ممنون:)
dreamerجان راست میگن
بله 
فقط میتونم بگم با هربادی نلرزین.
سریع تغییر نکنین.سخته تابع عقل و اینا بودن اما نا ممکن نیست.هروقت وسوسه تغییر افتاد تو وجودتون قران با معنی بخونید و اینا.
یا سعی کنید ذهنتونو پرت کنید ازش.
منم خودم ترمکم و میفهمم این چیزها رو.
ولی فقط باید توکل کرد.و صبور بود.
خیلییی ممنون 

:)

خوش آمدین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یک عدد پسر

یک عدد گم شده در احساسات مختلف که در حال پیدا کردن خودش است

Designed By Erfan Powered by Bayan