پدر نامحسوس :)

نمی دونم چی شده یا کی به بابام چیزی گفته ..ولی از دیروز به شوخی داره گیر میده که .....

الانم داشت میگفت که اشکال نداره رفیق زیاد داشته باشی و بعد برگشت گفت منظورم رفیق پسره ها...منم زدم زیر خنده ....برگشت گفت پس الزام شد یه  سری به دانشگات بزنم ببینم چی کارا میکنی و با کیا میگردی:))) احتمالا بابام به صورت نامحسوس میاد...خخخخخ

بعدم برگشت گفت فک میکنم سنت به زمان ازدواج هم رسیده میخوای ازدواج کنی 0_o...منم خندیدم :)) و گفتم بیخیال بابا من هنوز دارم به درسام فکر میکنم و خیلی زیادن و اینا.......


فک  کنم یه چیزایی حس میکنن :)))

  • مسیو ..
مطمعن باشید نمیان فقط میخواستن از سر درون دست یابند 😹😑
میدونم نمیان :)))خخخ
خوش اومدین و اینا...
یکی از بچه ها هست که رشته دیگ میخ نه ولی بچه شیرازه و باحاله خیلی...قد بلندم هست..خخخ
مطمعن باشید نمیان فقط میخواستن از سر درون دست یابند 😹😑
:)
شایدم بیاد:))
چه بابایی ^_^ 
قدرشونو بدونین :))) 
^^ 
بله قدرشو باید دونست:)))

جمعه ۱۸ آبان ۹۷ , ۲۱:۴۷ ꀤꈤ ꌗꍟꍏꋪꉓꃅ ꂦꎇ "ꀘ
سلام

چقدر ماجرا دارید شما
علیکم السلام 


آره دیگ ..بیشتر جنبه طنز داشت :)
همین خنده ها تایید حرفهای پدر بود :)
اون که بله با اجازه بزرگترا...ولی دیگ هنوز بچم :))
خب خب دیگه با اجازه بزرگ تر ها هم  ک گفتی 
کلللللیییی 🎈😹

ممنونم شما هم خوش امدین ب اونجا 😅😹
خخخخ....آره دیگ ولی هنوز نمیشه کاری کرد...:|

خواهش میکنم ....مرسی:)
چرو اینقدر همه چیز سخت میگرین
چون سخته ...آسون نیست که ...یکی رو بگیری و بدبختش کنی...
ن حالو داخل این زمینه نمیگم کلی میگم  ب طرف سخت مسئله نگاه میکنی 
نمی دونم ...شاید
ولی باید تمام جوانب رو سنجید
بعله بعله
:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

یک عدد پسر

یک عدد گم شده در احساسات مختلف که در حال پیدا کردن خودش است

Designed By Erfan Powered by Bayan